من رضا هستم وخوشحال میشم نیازهای شمارابرطرف کنم لطفا نظر بدهید
اگر به این داستان شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد. این داستان دارای ریشه ای تاریخی است.[۱] در باب احادیث مربوط به این واقعه تاثیر اعتقادات شیعه نویسندگان را می توان دید و به احتمال قوی این روایات نتیجهٔ تضاد و رقابتی است که پس از خلفای چهارگانه مسلمانان میان خاندان اموی و بنی هاشم پدید آمدهاست.[۲]
تاریخ نگاران شیعه مانند احمدبن ابی یعقوب در تاریخ یعقوبی[۳]، و مسعودی در مروج الذهب[۴] هنگام ذکر حوادث بعد از مرگ پیامبر تا بیعت علی با ابوبکر به کشمکش لفظی بین طرفداران ابوبکر و علی، تهدید به آتش زدن خانه توسط عمر و خلع سلاح زبیر یا علی توسط عمر (یا همراهان او) سخن اند.
دیدگاه تاریخی
بگفته ژوزف مری و جری باکاراک بدنبال فوت محمد پیامبر مسلمانان، فاطمه دختر پیامبر اسلام قایل به حق علی بر سر جانشینی پیامبر مسلمانان شد. او در این مورد وارد مجادلات زیادی با ابوبکر و حامی وی عمر شد. سرانجام عمر تهدید نمود که اگر علی با ابوبکر بیعت ننماید خانه او با تمام ساکنانش را به آتش میکشد. علی سرانجام تسلیم شد و با ابوبکر بیعت نمود، هر چند بگفته بعضی منابع علی تنها پس از وفات فاطمه با ابوبکر بیعت نمود.[۵]
لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام، منابع اولیه در مورد این واقعه را بررسی میکند و مینویسد که به نوشته احمدبن ابی یعقوب در تاریخ یعقوبی که بعد از انتخاب شدن ابوبکر، خلیفه تازه انتخابی شده به همراهی تعدادی همراه راهی خانه علی که در آنجا تعدادی از انصار و طرفداران علی در آن جمع شده بودند میشود. ابوبکر میخواست تا بیعت این مخالفان را بدست آورد، اما علی با شمشیر به استقبال او آمد. هنگامی که علی توسط عمر خلع سلاح شد و ابوبکر و همراهانش قصد ورود به منزل علی را داشتند. فاطمه آنچنان شیون سرداد و تهدید کرد که بخدا قسم باید بیرون روید اگر نه نزد خدا مویم را برهنه سازم و ناله و زاری سر دهم که ابوبکر ترجیح داد که از ورود منصرف شود. نقلهای دیگری از بلاذری در انساب الا شراف [۶] از همین واقعه وجود دارد که فاطمه در دستان عمر فتیله ای میبیند و از او میپرسد که آیا او قصد دارد که به علت دشمنی با وی خانه را به آتش بکشد. در کتاب الامامت و سیاست (که مطمئنا بسیار قدیمی است اما انتساب آن به ابن قطیبه نادرست است) این واقعه با جزییات جدی تری نقل شدهاست. ابوبکر از کسانی که از بیعت با او سر بر تافته و در خانه علی گردآمده بودند، سراغ گرفت، عمر را به دنبال آنان فرستاد، و او به در خانه علی آمد. در این موقع عمر هیزم طلبید و تهدید کرد که خانه را به آتش میکشد. هنگامی به او گفتند که اینخانه، فاطمه، دختر پیامبر است، او گفت: باشد! در این هنگام افراد درون خانه بجز علی و فاطمه به بیرون میآیند و با ابوبکر بیعت میکنند. در این هنگام فاطمه با صدای بلند گفت: ای پیامبر خدا پس از تو چه مصیبتهایی به ما از فرزندان خطاب رسید. هنگامی که عمر باز میگردد و تقاضای ورود میکند، فاطمه اجازه دخول نمیدهد و این علی است که به عمر اجازه ورود میدهد. در این هنگام فاطمه رویش را به دیوار برمی گرداند.[۱]
به نوشته ویلفرد مادلونگ پس از واقعه سقیفه و انتخاب ابوبکر بعنوان جانشین محمد٬ عمر در مدینه گرفتن بیعت را به عهده گرفت. استفاده از زور د رمورد زبیر تنها موردی بوده است که منابع اشاره کردهاند. زبیر به همراه جمعی از مهاجرین در خانه فاطمه بود. عمر تهدید کرد که خانه را به آتش می کشد مگر آنکه آنها بیرون آیند و با ابوبکر بیعت کنند. زبیر با شمشیر بدست بیرون آمد. ولی لغزید و شمشیر را از دست داد و همراهان عمر بر روی او افتادند و او را دستگیر کردند و یا به قول طبری شمشیر او را قبضه کردند. شواهدی است که خانه فاطمه مورد تفتیش قرار گرفته است. گفته می شود که علی بعدها بارها گفته بود که اگر چهل مرد همراه خود داشت او مقاومت می کرد. [۷] گزارشهای نادر از کاربرد زور علیه علی و بنیهاشم وجود دارد. برای مثال طبری چنین نوشتهاست که از علی و زبیر به زور بیعت گرفتهشد.[۸] اما زهری مینویسد که علی بعد از شش ماه با ابوبکر بیعت کرد. مادلونگ مینویسد که بدون شک ابوبکر داناتر از آن بود که علیه بنیهاشم به زور متوسل شود. زیرا این کار حس اتحاد بین خاندان عبدالمناف را برمیانگیخت. گروهی که ابوبکر به رضایت آنها نیاز داشت. سیاست ابوبکر انزوای بنیهاشم تا حد ممکن بود.[۷]
به گفتهٔ دنیس صوفی، روایتِ طبری از گفته ابو بکر در بستر مرگ «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشوده بودم» به طور تلویحی به این معناست که خانه فاطمه ممکن بوده به زور باز شده باشد.[۹] وی میافزاید احادیثی که بر دخیل بودن فاطمه در رویدادهای پس از مرگ پیامبر دلالت دارند، با وجود جانب دارانه بودنشان حاوی مقداری حقیقت هستند. به این دلیل که اهل سنّت نتوانستند به طور کامل آنچه را که به وضوح برای باز سازی تاریخشان زیان آور بود محو کنند: این مساله که فاطمه با ابو بکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته است، اینکه فاطمه هیچ گاه او را به خاطر کارهایش نبخشید، و اینکه مرگ او برای مدتی (احتمالا به خواست خود فاطمه) مخفی نگاه داشته شد تا مانع سرپرستی ابو بکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه آمیز است، این است که این پنجره کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته شده یا کوچک شمرده شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تاکید شده است.[۱۰]
دیدگاه پژوهشگران شیعه
هادی عالم زاده، استاد دانشگاه تهران، مینویسد که در باب احادیث مربوط به این واقعه نظرات مختلفی اظهار شدهاست و عموم نویسندگان اسلامی با فرض صحت این روایات، رفتار ابوبکر و عمر را تقبیح نمودهاند، اما لحن کلام آنان در این زمینه متفاوت است. برخی گفته اند که «تأثیر عقاید شیعهٔ هاشمی علوی و عباسی در بیشتر روایات الامامه والسیاسه آشکارا به چشم میخورد و به احتمال قوی این روایات نتیجهٔ تضاد و رقابتی است که پس از خلفای راشدین میان امویان و هاشمیان پدید آمدهاست وگرنه فاطمه و علی با ایمانتر، منزهتر و خردمندتر از آن بودهاند که برخلاف مصالح مسلمانان به پا خیزند و عمر بزرگتر و خوددارتر از آن است که به سوزاندن خانهٔ فاطمه دست یازد. برخی از منابع اگرچه بنابر ملاحظات سیاسی یا اعتقادی از نقل کامل این خبر یا حتی اشاره بدان در جای خود تن زدهاند، ولی اگاهانه یا ناآگاهانه با ذکر سخنان ابوبکر در بستر بیماری، این حادثه را تأیید کردهاند.[۱۱] بنابراین روایات، ابوبکر در آخرین روزهای زندگانی گفتهاست: آری، از آنچه در دنیا رخ داده، تأسف ندارم، جز اینکه سه کار کردم که کاش نکرده بودم و سه کار نکردم که کاش کرده بودم... کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشوده بودم...»[۲]
سید جعفر شهیدی، رویداد تهدید به آتش زدن را تایید می كند. از نظر او با توجه به اینكه شیعیان یا دسته های سیاسی موافق آنها در سنین اول هجرت نیرویی نداشته اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممكن می نماید. به علاوه او بیان می دارد كه برخی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی (اندلس) هم آمده است. اما در مورد اینكه «آيا بازوى دختر پيغمبر را با تازيانه آزرده اند»، يا «مى خواسته اند با زور بدرون خانه راه يابند و او كه پشت در بوده است، صدمه ديده» به صرف گفتن اینكه «در آن گير و دارها ممكن است چنين حادثه هایی رخ داده باشد» بسنده نموده است. [۱۲]
اهمیت داستان از دیدگاه تاریخی
دانشنامه اسلام اهمیت تاریخی کشمکشهای فاطمه با ابوبکر و عمر بر سر جانشینی محمد، پس از وفات او از جمله داستان قصد ورود ابوبکر و عمر به خانه علی را اینگونه میشمارد. [۱]
1. حتی اگر این وقایع شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد بر مبنای واقعیت است.
2. این وقایع تنها فعالیت سیاسی فاطمه میباشد.
3. دروغ یا راست، انگیزهای است برای احساس نفرت شیعه از عمر: رفتار عمر با دختر پیامبر اسلام.
ارجاعات مذهبی
مرتضی مطهری وصیت فاطمه به علی در دفن وی در هنگام شب را سیاستی برای ممانعت از حضور کسانی در مراسم تدفین میداند که به گفته مطهّری دشمنان فاطمه بودند:
«علی جان! خودت مرا غسل بده و تجهیز و دفن کن. شب مرا دفن کن، نمیخواهم کسانی که به من ظلم کردهاند در تشییع جنازه من شرکت کنند.» تاریخ کارش همیشه لوث است. افرادی جنایتی را مرتکب میشوند و بعد خودشان در قیافه یک دلسوز ظاهر میشوند برای اینکه تاریخ را لوث بکنند، عین کاری که مأمون کرد: امام رضا را شهید میکند، بعد خودش بیش از همه مشت به سرش میزند و فریاد میکند و مرثیه سرایی مینماید، و لهذا تاریخ را در ابهام باقی گذاشته که عدهای نمیتوانند باور کنند که مأمون بوده است که امام رضا را شهید کرده است. این لوث تاریخ است. زهرا برای اینکه تاریخ لوث نشود فرمود مرا شب دفن کن. لااقل این علامت استفهام در تاریخ بماند: پیغمبر یک دختر که بیشتر نداشت، چرا باید این یک دختر شبانه دفن بشود و چرا باید قبرش مجهول بماند؟! این بزرگترین سیاستی است که زهرای مرضیه اعمال کرد که این در را به روی تاریخ باز بگذارد...
برچسب: رویداد خانه فاطمه زهرا ,
نویسنده: reza